العلامة المجلسي
94
عين الحيات ( فارسى )
مردم را خوش مىآيد ، چنانچه خوشآمد گفتن ارباب عزّت را خوش مىآيد هرچند دانند دروغ است ، و كارهاى بد ايشان را به نيكى ياد كردن و ايشان را به خير و صلاح ستودن ملايم طبع ايشان است ، هرچند مىدانند كه اين گفتن براى خوبى ايشان و كار ايشان نفعى نمىدهد ، و دفع عذاب از ايشان نمىكند . [ بى اعتنائى به شأن مردم ] و بدان كه بىاعتنا به شأن مردم بودن دو جهت دارد : يكى ممدوح است ، و ديگرى مذموم ، آنچه ممدوح است و از ارفع كمالات است آن است كه خدا را مالك نفع و ضرر خود داند ، و مردم را بىدخل داند ، و در عبادات ايشان را منظور ندارد ، و در امر خيرى كه مرتكب شود از ملامت ايشان پروا نكند ، و در جائى كه ميان رضاى الهى و رضاى مخلوق متردّد شود رضاى خدا را اختيار نمايد ، و اين معنى از راه شناسائى عظمت حقتعالى حاصل مىشود ، و چندانكه يقين او زياده مىشود اين صفت كاملتر مىگردد ، و آنچه مذموم است آن است كه از راه تكبّر مردم را سهل و بىقدر و حقير شمارد ، و اين از راه عجب و خودبينى و غافل شدن از عيوب خود و اعتقاد داشتن به خود ناشى مىشود ، و اين از بدترين صفات ذميمه است . و حضرت در اين كلام معجز نظام به هر دو معنى اشاره فرمودهاند كه مردم را در جنب خدا از باب شتران داند ، كه در هنگام طاعت الهى ايشان را ملحوظ ندارد ، چنانچه اگر كسى در جائى نماز كند و شترى چند در آنجا باشند البتّه ايشان را منظور نمىدارد ، پس بايد در جنب عظمت خدا عظمت مردم را سهل داند ، و بعد از آن اشاره به معنى دوّم فرمودند كه چون به خود رجوع كند خود را از همه كس حقيرتر شمارد ، يعنى باعث او بر عدم اعتنا به شأن مردم عظيم دانستن خودش نباشد . و به سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله منقول است : هركه صاحب سلطنتى را